تفاوت انسانها، ظلم یا ؟؟؟
چرا خداوند انسانها را متفاوت آفریده و آیا این تفاوتها ظلم نیست؟
یک دانشمند که کتاب یا مقالهاى مىنویسد، حروف متفاوتى را در کنار هم قرار مىدهد تا مقالهاش کامل شود، امّا اگر تمام صفحات را تنها از یک حرف پر کند، دیگر آن مقاله نمىشود و مفهومى نخواهد داشت.
تفاوت حروف ظلم نیست، اگر شما کلمه «ادب» را نوشتید، در این کلمه حرف «الف» عمودى و حرف «ب» افقى و حرف «د» خمیده است که ترکیب آن یک کلمه معنادار مىسازد. هیچ یک از این حروف حق ندارد به نویسنده اعتراض کند و مثلاً «الف» بگوید: چرا من ایستادهام؟ «ب» بگوید: چرا من خوابیدهام؟ و «د» بگوید: چرا من خمیدهام؟ زیرا ظلم در جایى است که مثلاً حرف «د» قبلاً خمیده نبوده و ما کمر او را خم کرده باشیم و یا از حرف «د» صداى دیگرى توقّع داشته باشیم.
امّا اگر از آغاز، «د» را خمیده خلق کردیم و از آن انتظار صداى خودش را داشتیم، ظلمى در کار نیست.
چنانکه اگر یک قالى بزرگ را با چاقو تکه تکه کنیم و آن را به صورت چند قالیچه کوچک درآوریم، ظلم است، چون بزرگى را از او گرفتیم و کوچکش کردهایم. امّا اگر از آغاز قالیچههاى کوچکى بافتیم، اینجا ظلمى صورت نگرفته است، چون کمالى را از آن نگرفتهایم.
هیچ کس به مدیران کارخانههاى چینىسازى که ظروف کوچک و بزرگ و متفاوتى را تولید مىکنند، ظالم نمىگوید، چون هیچ ظرفى از اوّل نبوده و از خود کمالى نداشته تا کمالش گرفته و به او ظلمى شده باشد.
تفاوتِ انسانها در خلقت نیز براساس حکمت الهى است، نه آنکه ظلم به کسى باشد، زیرا از هر کس به همان مقدار که به او داده شده، انتظار مىرود نه بیشتر. «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا مَا آتَاهَا سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا»(طلاق/ 7) «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا وُسْعَهَا» (بقره/ 286)