مقام عشق

به پای عشق

آن شب که ز هجران تو بی‌تاب شدم

چون شمع به پای عشق تو آب شدم

در خیل خیال تو چنان سوخت دلم

دنبال تو در عارض مهتاب شدم

در سوگ نشسته بودم اندر شب تار

تا دست به دامان می ناب شدم

چون می زدم و خراب گشتم ز شراب

دیدم که دوباره در تو بی‌تاب شدم

مست از می ناب بودم اما چه کنم

این بار به جای «اشک» خوناب شدم

«اشک»